سوژه بابا مختلفه...

سیلام بیچه های گل

میبینم که دارین با دهان روزه این پست را میخوانید

آخی بمییَم اِیاااااااااااااهی (به زبان کودکانه بخوانید)

الان حالم خوبه  یا یعنی آخره این پست حالم خراب میشه

میدونی داداش تو این چند روزی که آپ نکردم سوژه های زیادی پیدا شد که البته

 قسمتی رو براتون مینویسم که بازم البته سیاسیه

اول بگم که با تموم شدن فاصله ما موندیم شب های گران بهای ماه رمضون رو چه جوری

سپری کنیم هنوز ما در حال فکر کردن بودیم که یک خبر از دولت رسید

بلیط سینما از ساعت ١١ شب تا وقت سحر نیم بها است

خوب ما نکه از این خبر خیلی خوشحال شدیم و از خوشحالی دو تا بال ناقابل روی کمرمان سبز شد    هاها   میریم سینما به جای فیلم صحنه ی زنده میبینیم

واللللللللللللللللا  (اگه این جمله رو نفهمیدین بگین تا توضیح بدم)

==============================

چند روز پیش جلوی یکی از پاساژ های شلوغ (جنت) مشهد در خیابان خسروی (شلوغ

 ترین جای ممکن) یک طلا فروشی به سرقت میره   حالا بگین چه جوری ؟؟؟

ساعت ٨ صبح در این طلا فروشی ٣نفر بودن (فروشنده) یک دفعه دزدای ... میریزن تو

مغازه ، حتی مهلت به اون ٣تا نمیدن که از جاشون بلند بشن سریع میزنن هر ٣تارو

میکشن و بعد کرکره ی مغازه رو میکِشن پایین

جواهراتو یکی یکی جمع میکنن میرن بیرون و دوباره کرکررو میکشن پایین و قفل

 میکنن

ناگفته نماند که دوربین رو هم میکَنن میبرن . خانواده های این ٣ نفر نگران میشن که

چرا شوهرا هنوز نرفتن خونه ،وقتی میرن دمه مغازه میبینن کرکره پایینه به آتیش

نشانی زنگ میزنن که بیاد

آقا وقتی در مغازه باز میشه ٣ تا جنازه میبینن   

این اتفاق خبرش مثل بمب تو مشهد پخش شد و هنوز ردی از سارقین پیدا نکردند .

بعد از این اتفاق سر هر چهار راه یا خیابون چند تا سرباز از اوناش واستاده خفن  و

به طور مرتب هر شب صدای تیر اندازی از نزدیک یا دور شنیده میشه .

==============================

طی حرف های آقای اوباما و لاریجانی که با هم صحبت کرده بودند  البته من زیاد چیزی

 نمی دونم  فقط میدونم که لاریجانی به اوباما یه چیزی گفته بعد جناب دکتر احمدی نژاد!

در جوابشون گفتن آقای اوباما  لاریجانی... (یادم نیست)...

آقای اوباما درست صحبت کردند ولی دکتر احمدی نژاد در جواب ایشون گفتن : 

تعجبمَمَرو لولو بردتعجب

وای خدا مرگم بده

==============================

و اما امشب شام دعوت بودیم

دختر خاله ی مامی قرار بود از مکه بیاد ولی جالب این که ما رفتیم رستوران خبری از

 دخترخاله نشد از پسرش پرسیدیم مامیت اینا کجان گفت جَدهتعجب

مامیه من گفت یعنی نیومدن ؟!!!

پسرش گفت خیر تاخیر داشتن

بامزه بود شام بدون حاجی

و اما در اون جمع بودیم که من طبق معمول تنها بودم و مامی گرم صحبت با دختر

خاله ها و فامیلا

به صحبت های گران بهاشون که گوش میکردم چیزی فهمیدم

فامیل هایی که یه زمانی طرفدار١٠٠% دولت بودن حالا شدن مخالف ٢٠٠% دولت

تازه اگه ببینی میگی اینا از اون لو بده های مملکتن 

داشتم از تعجب شاخ در میاوردم

==============================

خووووووووب حالا وقت دل نوشته است

میدونی امروز یک اتفاق خیلی خیت (خفن یا خیلی بد یا خیلی ناجور) افتاد واسم که

 امیدوارم کار به جاهای باریک نکشه

الان ماه رمضونه از همتون میخوام واسم دعا کنین که مشکلم حل بشه

راستی نظر سنجی گذاشتم

حتما نظر بدین

 

/ 83 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نگین

سلام .مایسا از تمرین میام .اینقد تشنمه که نگو .دارم میمیرم به خدا .یکی نی بگه مجبوری از ساعت 9:30 تا 1 ظهر تمرین کنی .ئلی واقعا مجبورم تو که میدونی ...دیگه ....نباید کم بیارم .دوست دارم سلام برسون .زودم بیا دیگههههههههههههه

شاهین شرق

سلام.با "مردی برای تمام فصول" بروزم و منتظر شما[گل][گل]

آژو

وای مردم از خنده.کلی حال کردم باهات. امیدوارم به زودی مشکلت حل بشه.

آژو

عزیزکم اصلا نگران نباش.درست میشه

آژو

عزیزکم اصلا نگران نباش.درست میشه

آژو

عزیزکم اصلا نگران نباش.درست میشه

بـــــــي گناه

آخ جون آزادي سلام خوبي؟ شرمنده يه مدت نبودم دلخور نشيا دليل نبودنمو گفتم يعني اپيدم حالا زود بيا[گریه]

جهانگیر

پاینده باشید...................... آپم [گل]