بچه کنکوری

سلام

ادامه ی داستان را از زبان مایسا ١٨ ساله میخونیم :

بابا:سلامو کوفت سلامو درد کجا بودی...

من:بابا به به به به خدا همینجا...

بابا:سر قبر من ؟

من :ااا بابا این چه حرفیه

در اون موقع مامان داشت خونرو جارو میزد

من : باباجون ببخشید دیگه

بابا :باشه برو سر درست

من:اومدم تواتاق کتابو باز کردم شروع کردم به درس خوندم

خداییش دیگه خوندم تا تابستون بعد

١٠ تیر کنکور ریاضی

من :مامان من اظترش دارم

مامان:نه عزیزماسترس واسه چی

امتحانو میدی به خوبی !

من:آقا ما رفتیم سرجلسه...                  یک ساعت بعد...

شپلخ بوم  توخ   تخ...

وای پامو بیش از حد دراز کرده بودم   مراقبه افتاد

اینقدر بد نگام کرد      منم در همون لحظه به خودم...

٣ ساعت گذشت...  امتحان تموم شد

اومدم بیرون انگار ٩٨٨٨۶۵۴ تن وزنو از روی دوشم برداشتن         انقدر خوشحال بودم

یه ماه بعد نتیجه ها اومد

وای مایسا       رتبه ٢١۵ ...

به بچه ها زنگ زدم   نگین ۴٠٠    مه گل ٣۶٧     مهسا  ١٩٠

هممون خوشحال بودیم

.

.

.

عجب آرزو هایی   یعنی واقعا سال ٩٢ همینجوریه ؟

 

*بچه ها یه مشکلی واسم پیش اومده     واسم دعا کنین*

 

/ 28 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا

سلام عزیزم ممنونم که لطف کردی و بهم سر زدی گفته بودی هر وقت آپ می کنم خبرت کنم آخه من معمولا وقت خاصی برای آپ ندارم شما لطف کن 2 روز در میون بهم سر بزن بای

حسین

مرسی.اگه با اسم کاوب ایرانان اینک کنی ممنون میشم. بوس بوس بوس

حسین

منظورم کلوب ایرانیان بود

مری

تا اونجا که یادمه من کامنت گذاشتم [ناراحت] ولی نبید پاکیدیش نامرد[عصبانی] اومده بودم بگم آپم ولی دلم شیکست[گریه]

محرمانه

تصویر پس زمینت خیلی جالبه و زیباس خیلی زیاد

سینا زردشتی کردستانی

مثه اینکه خراسانی ها همشون خیلی قشنگ حرف می زنن. تعجبی هم نداره، خراسان مهد تمدن و علم و ادب ایرانه، اینو جدی می گم.من با اینکه خراسانی نیستم ولی عاشق دیار خراسانم. برای تو و دوستات از خدا می خوام که با یه رتبه ی تووووپ ، دک و پوز کنکور رو ... به امید خدا همون رتبه که نوشتی رو ایشالا میاری.